مرتضى مطهرى

50

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است ، رفتار پيغمبر ما آنقدر عميق است كه از جزئىترين كار پيغمبر مىشود قوانين استخراج كرد . يك كار كوچك پيغمبر يك چراغ است ، يك شعله است ، يك نورافكن است براى انسان كه تا مسافتهاى بسيار دور را نشان مىدهد . معنى « سيره » ابتدا لغت « سيره » را معنى كنم كه تا اين لغت را معنى نكنم نمىتوانم سيرهء پيغمبر را تفسير كنم . « سيره » در زبان عربى از مادهء « سِيْر » است « 1 » . « سير » يعنى حركت ، رفتن ، راه رفتن . « سيره » يعنى نوع راه رفتن . سيره بر وزن فِعْلَة است و فِعْلَة در زبان عربى دلالت بر نوع مىكند . مثلًا جَلْسَه يعنى نشستن ، و جِلْسَه يعنى سبك و نوع نشستن . و اين نكتهء دقيقى است . سير يعنى رفتن ، رفتار ، ولى سيره يعنى نوع و سبك رفتار . آنچه مهم است شناختن سبك رفتار پيغمبر است . آنها كه سيره نوشته‌اند ، رفتار پيغمبر را نوشته‌اند . اين كتابهايى كه ما به نام « سيره » داريم سير است نه سيره . مثلًا سيرهء حلبيّه سير است نه سيره ؛ اسمش سيره هست ولى واقعش سير است . رفتار پيغمبر نوشته شده است نه سبك پيغمبر در رفتار ، نه اسلوب رفتار پيغمبر ، نه متد پيغمبر . سبك شناسى مسألهء متد خيلى مهم است . مثلًا در باب شعر ، رودكى را مىگوييم شاعر ، سنايى را هم مىگوييم شاعر ، مولوى را هم مىگوييم شاعر ، فردوسى را هم مىگوييم شاعر ، صائب را هم مىگوييم شاعر ، حافظ را هم مىگوييم شاعر . براى يك آدمى كه وارد سبك شعر نباشد همه شعر است . مىگويد شعر ، شعر است ديگر ، شعر كه فرق نمىكند . ولى يك آدم وارد مىفهمد كه شعر سبكهاى مختلف دارد ؛ شعر به سبك هندى داريم ، شعر به سبك خراسان داريم ، شعر مثلًا به سبك عرفان داريم ، و سبكهاى ديگر . در شعرشناسى آنچه مهم است سبك شناسى است ، كه ملك الشعراى

--> ( 1 ) لغت « سيره » را شايد از قرن اول و دوم هجرى ، مسلمين به كار بردند . گو اينكه در عمل ، مورخين ما از عهده خوب بر نيامدند ولى لغت بسيار عالىاى انتخاب كردند . شايد قديمترين سيره‌ها را ابن اسحاق نوشته كه بعد از او ابن هشام آن را به صورت يك كتاب درآورده است . و مىگويند ابن اسحاق شيعه بوده و در حدود نيمهء قرن دوم هجرى مىزيسته است .